چهارمین نشست تخصصی «هنر و اندیشه امیدا» ویژه مدیران باشگاههای رشد نوجوان استان، فرصتی برای بازاندیشی در یکی از اساسیترین چالشهای کار فرهنگی بود اینکه چه کنیم که با تنوع برنامهها اثر گذاری رویدادها و تلاش هایی که در این حوزه انجام می شود را تاثیر گذارتر کنیم .
به گزارش روابط عمومی سوره امید،در این نشست تأکید شد مسئله از جایی آغاز میشود که ما نوجوان و نسل جدید را نه بر اساس شناخت واقعی، بلکه با مجموعهای از پیشفرضها، تحلیلهای کلی و تصویرهای رسانهای میبینیم و همان برداشتها را مبنای طراحی قرار میدهیم.
در حالی که سالهاست درجهان،مخاطبشناسی به دانشی جدی و دقیق تبدیل شده و حتی با الگوهایی مانند «پرسونا» پیش میرود، هنوز در بسیاری از سیاستگذاریها و برنامهریزیهای فرهنگی، نوجوان بهعنوان یک «تیپ واحد» فرض میشود. این در حالی است که پژوهشهای علمی، از جمله تحقیقاتی که نوجوانان را به چندین گروه و تیپ متمایز تقسیم میکنند، نشان میدهد با نسلی متکثر، دارای سبکهای زندگی، ارزشها و جهانهای متفاوت روبهرو هستیم.
این نشست بر این نکته تأکید داشت که بدون دیدن این تنوع و بدون نزدیکشدن به زیستجهان واقعی نوجوانان، نه طراحی فرهنگی معنا پیدا میکند و نه میتوان انتظار درگیری، همراهی و اثرپذیری مخاطب را داشت.
حسین حقپناه، فعال حوزه کودک و نوجوان، در چهارمین نشست تخصصی «هنر و اندیشه امیدا» ویژه مدیران باشگاههای رشد نوجوان استانها، با تأکید بر ضرورت بازنگری در رویکردهای فرهنگی، مهمترین مسئله مواجهه با نسل جدید را «طراحی بر اساس پیشفرضها بهجای شناخت واقعی مخاطب» دانست.
او گفت: مسئله ما در کار با نوجوان و نسل جدید این است که اغلب با تحلیلها و پیشفرضهایی که خودمان ساختهایم سراغ آنها میرویم و بر همان اساس محصولات و خدمات فرهنگیـهنری طراحی میکنیم. طبیعی است که وقتی این محصولات با استقبال مواجه نمیشود یا نتیجه مورد انتظار را نمیدهد، دچار پرسش و ابهام میشویم؛ در حالی که سالهاست در دنیا، مخاطبشناسی به یک دانش جدی و تخصصی تبدیل شده است.
مخاطبشناسی نوین؛ از «پیام» به «مخاطب»
حقپناه با اشاره به رویکردهای جدید در مخاطبشناسی توضیح داد: امروز با منطقهایی مانند «پرسونا» روبهرو هستیم؛ در این منطق، مخاطب اصالت پیدا میکند. ذائقه، سلیقه، نگاه به جهان و سبک زندگی او مبنای طراحی قرار میگیرد. وقتی ما نوجوان را در زیستجهان واقعیاش بشناسیم، میتوانیم مبدأ کار فرهنگی و هنری را درست تعیین کنیم؛ محصولی طراحی کنیم که هم در نحوه تولید، هم در شیوه عرضه و هم در دریافت بازخورد، مخاطب مورد نظر را بهطور واقعی درگیر کند.
وی هدف اصلی برگزاری این نشست را آگاهسازی مدیران و فعالان حوزه نوجوان نسبت به تنوع گسترده نسل جدید عنوان کرد و افزود: کار با نوجوان ذاتاً کار پیچیدهای است. نوجوان امروز با جهان متنوعتری نسبت به گذشته مواجه است و اولین قدم این است که اصلاً متوجه این تنوع شویم. ما با تیپها، شخصیتها و سبکهای زندگی متفاوتی روبهرو هستیم و بدون درک این تنوع، نمیتوان به طراحی مؤثر در حوزه نوجوان فکر کرد.
حقپناه با اشاره به نتایج یک تحقیق علمی در حوزه نوجوانان گفت: در یکی از پژوهشهای انجامشده، نوجوانان به ۹ دسته و تیپ متفاوت تقسیم شدهاند. این یعنی ما با یک «نوجوان واحد» طرف نیستیم، بلکه با طیفی متکثر از علایق، ارزشها، سبکهای زندگی و نحوه مواجهه با جهان روبهرو هستیم. سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگی اگر این واقعیت را نادیده بگیرد، ناگزیر دچار خطا میشود.
این جامعهشناس با انتقاد از تصویرهای کلی و سادهشدهای که از نسل جدید ارائه میشود، بیان کرد: باید تلاش کنیم نوعی پیشفرضشکنی انجام دهیم؛ نسبت به تحلیلهای کلیای که درباره نسل جدید در فضاهای رسانهای و عمومی رایج شده است. بسیاری از این تصویرها، رسانهزده یا غیرعلمیاند. پژوهشهای معتبر نشان میدهد که بسیاری از تصورات رایج، مثل باهوشتر بودن، تنبلتر بودن یا بیانگیزه بودن این نسل، پشتوانه دقیق علمی ندارند.
حقپناه افزود: اگر یک کسبوکار فرهنگی یا یک گروه مردمی باشیم، انتخاب یک طیف خاص از نوجوانان نهتنها اشکالی ندارد، بلکه میتواند کار را دقیقتر و اثربخشتر کند. چون در این حالت، محصول دقیقاً برای همان گروه طراحی میشود و احتمال پذیرش آن بیشتر است.
او ادامه داد: اما وقتی از یک نهاد عمومی و حاکمیتی صحبت میکنیم که از بودجه عمومی استفاده میکند، ماجرا متفاوت است. در این سطح، نمیتوان هیچ قشر یا تیپی از نوجوانان را کنار گذاشت. این پیچیدگی را باید بپذیریم که ما مسئول همه نوجوانان هستیم، حتی اگر کار برای همه سختتر و پرهزینهتر باشد.
وی تاکید کرد: راهحل، یکسانسازی نوجوانان نیست. شاید لازم باشد برای هر کدام از این تیپها، طراحیهای متنوعتری داشته باشیم؛ رویدادهای متفاوت، مسیرهای متفاوت و حتی مقصدهای متفاوت. قرار نیست همه نوجوانان شبیه هم فکر کنند یا شبیه هم شوند. شاید کافی باشد تلاش کنیم هر کدام از آنها نسبت به آنچه هستند، «بهتر» شوند. وی در پایان خاطرنشان کرد: در سیاستگذاری عمومی حوزه نوجوان، هم باید استراتژیها را بازنگری کنیم و هم خلاقیت را به میدان بیاوریم. باید ببینیم چه نوع برنامهها و رویدادهایی میتواند طیف متنوعتری از نوجوانان را درگیر کند؛ بهویژه آنهایی که تا امروز در حاشیه بودهاند و کمتر دیده شدهاند. بدون این نگاه، مأموریتهای فرهنگی ما درحوزه نوجوان به نتیجه نخواهد رسید.




